مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
پـیـچـیـده شـمـیـم گـل پـرپـر شب آخر حـرف سـفـر و داغ مکرر، شب آخر اشکی که شده نذر غم فاطمه سیسال انـگــار شـده چـنـد بـرابـر شـب آخـر انگـار هـمین چند شب پیـش شـبانه... آمـد چه به روز دل حـیـدر شـب آخر حالا شب وصل است ولی با سرِ خونین شرمنده نماندهست ز کـوثـر شب آخر با اشک غـریـبـانهٔ خود گـفت سخنها از بـیکـسـی آل پــیـمـبـر شـب آخــر از کربوبلا گفت و حکایات غریبش از داغ بــرادر بـه بـرادر، شـب آخـر گویا خـبر آورده نـسـیم از دل صحرا پـیـچـیـده شـمـیـم گل پـرپـر شب آخـر |